تبليغاتX
سفر به دنياي زيبا

روز سه شنبه كه از اداره برميگشتم در خيابان رازي (بالاتر از جمهوري) يك وانت نيسان از فرعي با عجله مي امد و با ماشين من برخورد كرد !

ماجرا از الان شروع ميشه ...!

نيم ساعتي منتظر پليس مانديم ولي خبري از پليس نبود تا من به يك مغازه دار در همون حوالي گفتم كه دوباره زنگ بزن به پليس بگو كه من كارمند .... هستم ، پنج دقيقه بعد پليسها رسيدند و به بررسي پرداختند و نيسان را مقصر اعلام كردند. راننده  و دوستش نيم ساعتي به پليس توضيح دادند كه تقصير من بوده آخر پليس گفت تا صبح كه توضيح بدهيد بازهم ميگم تقصير شما است چون از فرعي مي آمديد بايد توقف مي كرديد و چون قبول كرده كه مقصر بوده و پليس بدون كشيدن كروكي محل را ترك كردند.

خلاصه همون موقع رفتيم به سمت بازار كه بيمه ايران در آنجا بود با بدبختي وارد محدوده بازار شديم اداره بيمه تعطيل بود ! براي روز بعد قرار گذاشتيم كه اول وقت بيايم اينجا .

ساعت 6صبح با پدرم رفتيم به سمت بيمه بازار و تا ساعت 7:30 منتظر بيمه بودم تا آمدند و گفتند كه ما فقط صادر مي كنيم بايد برويد بيمه شعبه ميدان شوش ! همان موقع به سمت آنجا حركت كرديم .

آنجا صف بود و ما شماره 10 بوديم وقتي نوبت ما شد پس از بررسي مدارم طرفين گفتند كه گواهينامه راننده نيسان ايراد دارد بايد به راهنمايي رانندگي مراجعه و تأييد گواهينامه همراه با كروكي را بگيرد.

همه باهم رفتيم راهنمايي رانندگي ميدان بهارستان آنجا گفتند بايد به راهنمايي رانندگي منطقه فوق مراجعه كنند . سپس رفتيم طرفهاي ميدان قزوين پس از نيم ساعت معطلي و نوشتن درخواست كروكي ، آن پليسي كه ديروز آمدند را پيدا كردند و گفتند ايشان اكنون در ميدان راه آهن است .

به مركز پليس مستقر در ميدان راه آهن مراجعه كرديم همون پليس در آنجا بود همراه با چند نفري گواهينامه راننده نيسان را بررسي نموده و اعلام كردند كه جعلي است !!! پس از يكساعت بازجويي گفتند بهتر است خسارت ماشين صدمه ديده را بدهيد تا به نيروي انتظامي معرفي نشود ولي راننده گفته كه هيچ پولي ندارد تنها قادر به پرداخت 50 هزار تومان است در صورتيكه ماشين بيش از 500 هزار تومان خسارت ديده ، در انتها به نيروي انتظامي تحويل دادند و آنها هم نيم ساعتي بازجويي كردند و تحويل مركز نيروي انتظامي راه آهن دادند . ما هم دنبال اينها مي رفتيم و پس از يكساعت اعلام كردند كه بعلت جعلي بودن گواهينامه بايد تحويل مرجع قضائي داده شود ! خوب پس خسارت ماشين من چي ميشود ؟؟؟ بعلت جعلي بودن گواهينامه راننده نيسان پليس قادر به كشيدن كروكي نيست و بيمه هم بدون كروكي و گواهينامه طرف خسارت ماشين من را نمي دهد !!! تنها راه اين است كه از اين آقا جهت دريافت خسارت شكايت كنم كه اين هم احتمالا زمان زيادي ميبرد و همچنين اون آقا هم به گفته خودش خيلي بدبخت است و هيچ پولي ندارد و اكنون هم احتمالا زندان است !!! پس خسارت ماشين من چي ميشه ؟؟؟ آخرش به نتيجه رسيدم كه خودم بايد پرداخت كنم !

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 14:41 توسط احسان |

روزششم ( ۵ فروردین  ۱۳۸۷) : گشت در جزاير اطراف شهر پاراتي

ساعت شش و نيم صبح بيدار شدم و پس از صرف صبحانه كمي به ميمون غذا دادم و پس از آن از هتل خارج شدم . تا ساعت 9 تقريبا همه جاي شهر قديم پاراتي پياده رفتم . از جلوي هتل يك سگ همراه من آمد كه تنها نباشم ! عكاسي در اول صبح كه خيابانها خلوت بود بسيار عالي بود . تازه فهميدم كه اين شهر بيش از انكه در ديشب ديده بودم زيباتر مي باشد.

ميمونهايي كه بهشون غذا دادم با من دالي بازي مي كردند ! البته خيلي ميترسيدند

خانه هاي شهر

اينم نمايي از خيابان


براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 15:4 توسط احسان |

سلام دوستان عزيز

اين چند روزه خيلي گرفتار بودم و نتوانستم مطلب را به وبلاگم اضافه كنم و نيم ساعت ديگه عازم استانبول  هستم .

عيد نوروز را به تمامي دوستان و بازديدكنندگان عزيز تبريك ميگويم .

با آرزوي سعادتمندي و موفقيت براي همه شما

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 10:43 توسط احسان |

روزپنجم ( ۴ فروردین  ۱۳۸۷) : شهر پاراتی

امروز روز حركت به سمت شهر پاراتي ( paraty ) است . ساعت 9 همه مسافران چمدانها را آوردند ، همه جاي لابي هتل پوشيده از چمدانها شده بود . ( تعداد مسافران حدود صد نفر مي باشد )

لابی هتل

ساعت 11 به سمت شهر پاراتي حركت كرديم (پاراتي 330 كيلومتر با شهر سائو فاصله دارد) ابتدا از داخل شهر سائو رد شديم كه مسيري طولاني بود ساختمانهاي واقع در حومه شهر بسيار كثيف و پر از كلبه هاي پلاستيكي و چوبي بود .

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 23:15 توسط احسان |

روزچهارم ( ۳ فروردین  ۱۳۸۷) : پارک آبی

برنامه امروز فقط تفريح در پارك ابي است . مسير شهر سائو تا پارك آبي هم بسيار قشنگ و پر از درختان ساقه بلند بود.

در مورد پارك آبي هم نميدانم چي بنويسم فقط ميتونم بگم بهتر از پارك آبي در دبي !!!

بعد از ظهر كه در پارك بوديم باران بسيار شديدي باريد كه نظير آن در ايران نديده بودم !!!

پارک آبی شهر سائو

ادامه دارد...

+ نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت 9:55 توسط احسان |

روزچهارم ( ۲ فروردین  ۱۳۸۷) : شهر سائوپائولو

 صبح هم طبق معمول خيلي زود بيدار شدم و در كافي نت هتل يكساعتي با مادرم و پسر خاله عزيزم رامتين چت كردم و حدود 9:30 سوار اتوبوس شديم برنامه امروزمان گشت داخل شهري است.

 

کلیسای اصلی شهر

 

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 22:35 توسط احسان |

روز سوم ( ۱ فروردین  ۱۳۸۷) : شهر ساحلی

ساعت 4 صبح آنجا كه موقع سال تحويل در ايران بود بيدار شدم و عيد را به پدر و مادرم تبريك گفتم و خوابيدم . امسال دومين سالي است كه موقع سال تحويل در كنار خانواده ام نبودم اين خيلي بد است.

برنامه امروزمان گشت در يك شهر ساحلي به اسم Guaruja نزديك سانتوس(Santos) است. ساعت 10:30 صبح به سمت شهر سانتوس حركت كرديم ابتدا از داخل شهر سائو رد شديم .

یک تابلوی تبلیغ جالب در کنار خیابان

شهر سائو  پستي و بلندي هاي جالبي دارد و بسيار سر سبز !!! هر جايي كه ساختمان و خيابان نباشد مطمئن باشيد درخت يا چمن وجود دارد. اكثر ديوارهاي كنار خيابان نقاشي شده است .

 

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 22:57 توسط احسان |

روز دوم (۲۹ اسفند ۱۳۸۶) : شهر سائوپائولو

صبح زود بيدار شدم و به رستوران هتل براي صرف صبحانه رفتم ، همه چيز داشت دلم ميخواست همه را بخورم بخصوص ميوه هاي رنگارنگ كه اكثراً تاحالا نخورده بودم !!!  هر حبه انگور اندازه تخم مرغ بود ، توت فرنگي هم همينطور و ....

پس از نقشه خواني و خريد سيم كارت موبايل به سوي خيابان Paulista  رفتم يكي از خيابانهاي بزرگ و اصلي شهر سائوپائولو بشمار ميايد و در هر دو طرف خيابان ساختمانهاي بلند وجود دارد. هتل ما هم در همين خيابان واقع است.

 خیابان Paulista  

 

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:31 توسط احسان |

روز اول (۲۸ اسفند ۱۳۸۶) : حرکت به سمت برزیل

ساعت 12 شب با آژانس از خانه به طرف فرودگاه امام راه افتادم . راننده دايم از بدبختي و بي پولي و مشكلات خودش حرف ميزد تا موقع پياده شدنم !!! به جاي 15 هزار تومان ، 18 هزار تومان دادم .

در فرودگاه ليدر تور رو پيدا كردم اسمش آقاي عسگري از آژانس صبح پرواز بود . ليدر تور برزيل آژانس قدس گشت رو هم ديدم كه آنجا بودند يك سلام عليكي كردم و گفتم كه امان از بي معرفتي هاي آقاي تهراني . البته خدارا شكر كه با قدس گشت نرفتم  چون زمانش كوتاه و گران بود.

خلاصه ساعت 4:30 صبح هواپيما (پرواز امارات) به سمت دبي پرواز كرد و حدود ساعت 6 رسيديم دبي ، داخل فرودگاه فروشگاههاي بزرگ زيادي داشت !!! ساعت 9:30 هواپيما به سمت سائوپائولو پرواز كرد. از مسير دبي ، بحرين ، عربستان ، درياي سرخ ( من كه ديدم سرخ نبود !!! ) ، سودان ، چاد ، نيجريه و اقيانوس اطلس رد كرديم.

مسیر پرواز از دبی به سائوپائولو

 

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 22:54 توسط احسان |

ابتدا اطلاعاتي مختصر در مورد برزيل از سايت ويكي پديا بطور خلاصه ميگذارم و سپس سفرنامه ام را مينويسم.

جمهوری فدراتیو برزیل

 

براي خواندن مطلب هاي بيشتر به ادامه مطلب برويد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 23:47 توسط احسان |